کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست ++که تر کند سر انگشت و صفحه بشمارد

علي (ع)  شخصيتي مي باشد که بعد از اشرف  مخلوقات عالم حضرت محمد (ص)  کسي داراي  چنين فضل و مقامي نيست و البته از فضائل  علي (ع) (آنچنان که باید ) غير از خدا و رسول خدا  و خاصان درگاه  الهي خبر ندارند ، درباره حضرتش گفته شده است که  مقصود از  آيه«  ان تعدوا  نعمت الله  لا تحصوها " اگر نعمتهاي  خدا را بشماريد  نمي توانيد »  فضائل  علي  (ع) مي باشد ، که از حد شمارش بیرون است .

علي (ع)  جامع اضداد  و داراي  اخلاق  و سجاياي  متفاوتی می باشند ،  تا جائي  که هر کس و قوم  و گروهي  او را بعنوان بزرگ  طريقت  خود خوانده اند  .

سخن درباره ي انساني مي باشد  که در مرتبه ای از  شان و منزلت  قراردارد  که پيغمبر  (ص)  فرمودند تو نسبت به من مانند هارون پيغمبر  نسبت به موسي کليم  مي باشي ولي بعد از من  پيغمبري  نخواهد آمد. 

سخن در باره کسی است  که انسانها در قبول او بعنوان يک  انسان دچار  ترديد و  بعضاٌ  دچار  گمراهي  شدند ، زيرا  علي را  مافوق  بشر مي دانستند.  بقول شاعر اهل بيت  (ع)  مرحوم شهريار :

  نه بشر توانمش گفت نه خدا توانمش خواند ++  متحيرم  چه نامم  شه ملک لافتي را 

سخن درباره  شخصيتي مي باشد  که در وصف  او امام شافعي رهبر فرقه  شافعيه اهل سنت مي گويد:

  قل لي قل في علي مدحا  +  ذکره  يخمد  ناراً موصده 

  قلت لا اقدر في مدح امرء  + ضل ذواللب  الي ان عبده 

   و النبي المصطفي قال لنا +   ليله المعراج لما صعده

   وضع الله بکتفي  يده   +  فاحس  القلب ان قد برده 

   و علي واضع اقدامه  +  في  محل وضع الله  يده

يعني  :

گفته شد به من بگو در  رابطه با علي مدحي  که ذکر  نام او آتش سوزان را خاموش مي کند ، گفتم نمي توانم درباره مردي مدح بگويم  که گمراه شدند  صاحبان عقل  و رفتند بسوي پرستش او ، و حضرت پيامبر  (ص) گفته است براي ما در شب معراج  چون  به آسمان بالا رفتم ، قرارداد خداوند دستش را بر دو دوشم  تا اينکه قلب من احساس  آرامش کرد  و حال  اينکه علي (ع)  قرارداد پاهايش رادر جائي که  خداوند  دستش را قرارداده بود. 

احمد بن حنبل می گوید : آنقدر که در فضائل علی بن ابی طالب روایت به ما رسیده است درباره احدی از صحابه بلکه تمام صحابه نرسیده است . واین سخن وقتی بیشتر معنی می شود که بدانیم خلفای بنی امیه بیش از صد سال به ترویج لعن و سب مولا اقدام کرده و هرکس را که فضیلتی نقل می کرد به اشد مجازات توبیخ می کردند .

قبل از  شروع در کلام  بايد گفت فضائل امیر المومنین انواع گوناگونی دارد : برخی مربوط به شان و مرتبه وجودی و مقام نفس الامری ایشان است ، که پرداخت به آن از عهده ما خارج می باشد و علم عرفان عهده دار بیان گوشه ای از آن می باشد . برخی مربوط به مقام امامت و خلیفة اللهی حضرت است ( که در این فضائل دیگر ائمه و نیز با ایشان شریکند ) . برخی مربوط به شخصیت و علم و قدرت و آثاراجتماعی و فداکاریهایشان در زمان رسول خدا می باشد . وبرخی مربوط به فضیلت حب علی (ع) و مقام و منزلت شیعیان و محبین مولا می باشد و غیره.

 چنانکه  بيان شد فضائل  علي (ع)  قابل  شمارش نيست  چه رسد به اينکه بشود آنرا شرح  و تفصيل  داد اما از باب( مالا يدرک  كله لا يترک  کله  )  آنچه  همه  آن درک  نمي شود همه آن هم ترک نمي شود ، به گوشه اي از آيات و روايات و سخنان بزرگان در اين زمينه بسنده مي کنيم.

 

 اما از آيات قرآن  :

1-    از ابن عباس  نقل شده است  هيچ آيه اي  نازل نشده  که در  آن عبارت  ( يا ايها الذين  امنوا) باشد مگر  اينکه علي (ع)  در راس آن و امير آن مي باشد. 

2-     حاکم حسکاني از علماي  بزرگ اهل سنت  در کتاب شواهد التنزيل  آورده است .که 209 آيه در قرآن در شأن  اميرالمومنين  علي (ع)  نازل شده است.قابل ذکر است که حاکم حسکاني در مقدمه آن کتاب ، دلیل نوشتن کتابش را این بیان می کند که شخصی از علمای اهل سنت بر بالای منبر گفت که هیچ آیه ای در قرآن در شان علی (ع) نازل نشده ، حاکم حسکاني از این ادعای دروغ ناراحت شده تصمیم می گیرد که کتابی مستقل بنویسد که درآن به بیان آیاتی که شان نزولش مولا علی ع است بپردازد.

3-     آيه  مباهله که در جريان نپذيرفتن  مسيحيان  کلام رسول  خدا  (ص)  را در رابطه  با حضرت  عيسي  (ع) بوده است امر به  مباهله شدن ( نفرين )  که خداوند فرمود به پيغمبر که بگو  ما فرزندان خود را مي آوريم و شما نيز فرزندان  خود را بياوريد  و ما زنان خود را مي آوريم و شما زنان خود را بياوريد  و ما جانهاي  خود را مي آوريم و شما جانهاي  خود را بياوريد سپس نفرين مي کنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار مي دهيم به اقرار همه مورخين  پيامبر غير از علي(ع) و فاطمه (س) و حسن (ع) و حسين (ع) کسي را با خود به صحرا نبرده بود. ودلالت می کند که طبق آیه «انفسنا و انفسکم » علی جان و نفس پیامبر است .

4-     ابن عباس  گفته است  از پيامبر  سئوال کردم  : از  قول خداوند از  آيه مبارکه سوره  واقعه  که مي گويد«السابقون السابقون اولئک المقربون " سبقت  گيرندگان  آنها مقرب  درگاه الهي هستند »چه کساني هستند ؟  پيامبر  فرمودند: گفته است بمن جبرئيل  (ع) :  آن علي و شيعيان علي سبقت گيرندگان  به بهشت هستند و نزديکان به خدا هستند بواسطه کرامتي که براي  آنها مي باشد. 

5-     ابن عباس  درباره آيه مبارکه  «  آيا کسي که داراي  شاهدي از  طرف  پروردگارش  مي باشد ...» گفته است  که او علي (ع) بوده که براي  نبي  (ص) شهادت داده و او با پيغمبر بوده است. 

6-  ابن عباس  درباره ي آيه  مبارکه« بدرستي  کساني  ايمان  آوردند و عمل صالح انجام دادند بزودي قرار مي دهد پروردگار  رحمن براي  آنها دوستي » گفته است او علي بن ابيطالب است .

 در  همين زمينه زيد بن علي (ع)  از پدران خود از علي (ع) نقل کرده است که حضرت فرمودند  :  مردي مرا ملاقات کرد و گفت اي  ابا الحسن  بخدا قسم من تو را دوست دارم ، پس  برگشتم  به سوي رسول خدا  (ص)  و خبر دادم او را به سخن آن مرد پس گفت : شايد کار خوبي براي  او انجام دادي ؟ گفت :  بخدا هيچ کار خوبي براي او انجام ندادم، پس  گفت  پيغمبر  خدا (ص)  شکر خدا که قلبهاي مومنين را به سوي  تو به دوستي قرارداد  پس در اين هنگام  آيه ذکر شده  بالا در شأن  اميرالمومنين (ع) نازل گرديد 

7-     درباره ي آيه شريفه  « من المومنين  رجال  صدقوا ما عاهدوا الله عليه  فمنهم من قضي  نحبه  و منهم  من ينتظر و مابدلوا تبديلا  سئوال شد ، گفته شد اين آيه از  جهت  کساني که  به وظيفه عمل کردن  يعني  عبيده و حمزه  و ياران آنها بودند  که به وعده خود وفا کردند  و به دشمن پشت نکردند  و بشهادت رسيدند  و مقصود از من ينتظر  علي بن ابي طالب  (ع) مي باشد که جهاد را انجام داد  و راه و روش او  تغيير نکرد  و در  حال  طي  مسير ، انتظار  شهادت مي کشيد. 

 

اما از روايات  ( اکثر این روایات از منابع اهل سنت می باشد)

1- مناقب خوارزمي  از مجاهد از ابن عباس نقل می کند که  گفت:  پيغمبر  (ص) فرمودند  : اگر تمام درختان قلم بشوند و همه درياها  مرکب  و اجنه حساب کننده  باشند و انسانها نويسنده نمي توانند فضائل  علي (ع) را بشماره  در بياورند . 

2-   و در روايتي  ديگر پيامبر  (ص) فرمودند  : خداوند براي  برادرم  علي (ع)  آنقدر  فضيلت  قرارداده است  که قابل  شمارش نيست. 

3-   راوي مي گويد  بمن خبر داد سيد حافظ ابومنصور  شهرداربن  شيرويه  پسر شهردار ديلمي  همداني  مرفوعا به سلمان  از پيغمبر  (ص) که  گفت  : داناترين امتم  بعد از من علي بن ابي طالب است

4-    عبدالله بن  مسعود گفت  : رسول خدا  (ص) فرمودند  : تقسيم شده  حکمت به ده قسم و داده شده  به علي (ع)نه قسم  و به دیگر  مردم يک جزء .

5- روايت کرده بيهقي  در  کتابش بنام فضائل  صحابه که پيامبر(ص) فرمودند  : کسي  که بخواهد  نگاه کند به آدم در علمش و به نوح  در تقوايش  و به ابراهيم درحلمش  و به موسي  در هيبتش  و به عيسي در  عبادتش  پس  نگاه کند به علي بن ابي طالب  (ع) ، پس بتحقيق ثابت شده  براي  علي  (ع)  آنچه که ثابت شده  براي  آنها  از اين صفات پسنديده  و جمع شده دراو آنچه بصورت متفرق در ديگران  قرار دارد  .

آنچه خوبان همه دارند  تو يک جا داري ...

6-   نقل کرده قاضي امام ابو محمد حسين بن مسعود از انس از پيامبر  (ص)  که چون اختصاص  داد رسول خدا  (ص)  هر يک از  يارانش را  به فضيلتي  اختصاص داد علي  (ع)را به علم  قضاء و گفت :  قاضي ترين  آنها  علي است و مفهوم  اين حديث اين است  که  انواع علم براي علي (ع) جمع شده  چون  آنچه براي ديگران  بيان فرمودند نياز به علم  حضرت علي (ع) دارند ولي قضاوت  چنين نيست .

7-    از مناقب  ابن مغازلي از ابي هريره گفت  :  نماز  خواندم با رسول خدا  (ص) نماز صبح را ، حضرت بعد از نماز فرمودند  :  آيا مي دانيد  چه چيز  نازل شده  با جبرئيل  ؟  گفتيم  : خدا و رسولش  بهتر مي دانند ،  سپس  گفت  : فرود آمد جبرئيل  (ع) و گفت  اي محمد بدرستيکه  خداوند کاشت ني ای را در بهشت  که يک سوم  آن از ياقوت قرمز است  و يک سوم آن زبرجد سبز  و يک سوم آن لولوي  تازه و زده است بر اين ني  طاقهائي  و قرارداده  ما بين اين طاقها  خانه هايي  و قرارداده در هر خانه درختي  و قرارداده ميوه آنها را حور العين  .... مردي بلند شد و گفت  : 

اي رسول خدا براي  چه کسي  مي باشد آن چيز ؟  گفت  : کسي  که دوست دارد  به آن برسد ، پس  بچسبد بحب  علي بن ابي طالب  (ع) 

8-    از کفايت  الطالب  از انس  نقل شده است :  فرمود  پيغمبر  (ص) مرور کردم  در شبي که به آسمان برده شدم ، به ملکي  که نشسته بود  بر منبري از  نور و ملائکه دور او حلقه زده بودند و گفتم اي  جبرئيل چه کسي است اين ملک  ؟  گفت  : نزديک شو و بر او سلام کن :  پس من نزديک او شدم و بر او سلام کردم .  ديدم  برادرم و پسر عمويم  علي بن ابي طالب  (ع) است گفتم  : اي  جبرئيل آيا علي در رسيدن به آسمان چهارم  بر من  سبقت گرفته است؟  پس  گفت بمن  :  نه يا محمد  (ص)  ولي شکايت کردن  ملائکه به خداوند از  علاقه شان به علي  (ع) پس خلق کرد  خداوند اين ملک را از نوري  بصورت علي  و ملائکه زيارت مي کنند او را در هر شب  جمعه و روز  جمعه هفتاد هزار  مرتبه و خدا را تسبيح  مي کنند و ثواب  آنرا  هديه  مي کنند براي محبين علي  (ع) .

9- جعفر بن محمد  عليهما السلام  گفت : زماني  که قيامت مي شود منادي از ميان عرش  صدا مي زند  کجاست  جانشين  خدا در  زمين ؟  پس  بلند مي شود داود نبي  (ع)  پس ندا مي  آيد  از طرف خدا : مقصود  ما تو نبودي  و گرچه تو خليفه خدا  در زمين بودي  پس  منادي صدا بزند : کجاست  خليفه خدا در روي زمين پس بلند ميشود اميرالمومنين  علي (ع) پس صدا مي آيد از طرف  خداوند  : اي اهل محشر اين  علي بن ابي طالب  خليفه من در زمين و حجتم  بر بندگان است . پس کسي چسبیده باشد به ريسمان او  در دنيا  پس همراه او خواهد بود و از نور  او روشنايي  مي گيرد و دنبال او  به درجات  بالاي  جنت  مي رود.

10- نقل شده ازمناقب براي امام ابن مويه خوارزمي از ابي ليلي که گفت  :  رسول خدا  (ص) فرمود: بعد از من فتنه  خواهد بود ، پس در آن زمان ملازم  علي بن ابي طالب شويد،  چون علي جدا کننده بين حق و باطل مي باشد.

11- روايت كردند بزرگان قوم که از جمله آنها علامه قندوزي متوفي  1293 در کتاب  ينابيع الموده  ص 86 چاپ استامبول  و حاکم  نيشابوري  متوفي 405 در مستدرک جلد  3 ص 136 چاپ  حيدرآباد و ديگر از بزرگان  که پيغمبر (ص) فرمودند: اي  علي  تو قسمت کننده بهشت و جهنمي  و تو ميکوبي درب بهشت را و داخل  آن مي شوي بدون  حساب  . 

12-  روايت کردند  جماعتي از  بزرگان قوم که از  آنها ابن عبدالبر در  النهايه  ج 3 ص 282 و علامه  حمويني  در فرائد  السمطين  و حافظ  ابن کثير  قريشي  متوفي  سنه  766 در کتاب بدايه و نهايه  ص 355 ج 7 چاپ مصر  .  پيامبر (ص)  فرمودند :  اي علي  تو قسمت کننده  بهشت و جهنمي  ،  حمل کننده  پرچم  بزرگ، و صاحب پرچم رسول خدا در دنيا و آخرت مي باشي ... حمل  کننده پرچم  حمد تو هستي  ، و تو اول  کسي هستي  که به صدا در مي آوري درب  بهشت را .

13- و از مناقب  ابن مردويه از عبدالرحمان  بن سعيد  گفت :  با پيامبر (ص)  نشسته بوديم که  علي (ع)  بر ما  گذشت  سپس  پيامبر  (ص) گفت :  حق  با اين مرد مي باشد.

14- گفت ابن عباس :  بتحقيق  علي  ممتاز بود  از  همگان  به خاطر  دامادي  رسول خدا  (ص)  و داشتن عشيره  و بذل مال به بينوايان  و علم به تفسير و فقه .

حاکم  نيشابوري از ابن عباس  آورده است  که گفت :  علي  (ع)  را چهار امتياز است  که احدي را در آن بهره اي  نيست  

اول :  او نخستين کسي از عرب و  عجم است که با رسول خدا  نماز خواند  .

دوم:  او تنها کسي است  که در همه  جنگها  پرچم  رسول خدا  (ص)  را در دست داشت .

سوم:   او تنها کسي است  که در جنگ  احد که روزي  بسيار  خطرناک بود ، استقامت  کرد. 

چهار:  او تنها کسي است  که رسول خدا  (ص) را غسل داد  و کفن کرد و در آرامگاه  خود قرارداد. 

15- ابن عباس گفت :  وقتي رسول خدا ميان اصحاب خود مهاجرين و انصار  دو به دو برادري  برقرار نمود ، ميان علي  (ع)  و هيچ يک از صحابه برادري  برقرار نکرد ؛ او از اين معني  ناراحت شده با ناراحتي  به لب  جوي  آبي رفته دست خود را زير سرش  گذاشت و دراز  کشيد ،  اتفاقاً آن روز  باد مي وزيد  و گرد و غبار  زيادي  برآن حضرت بيفشاند ، در اين ميان رسول خدا  (ص) به جستجوي او برخاست و هنگامي  که او را در آن حال  ديد  بيدارش  کرده و فرمود:  برخيز که هيچ  کنيه اي براي تو شايسته تر  از ابوتراب  نيست ،  يا علي از من  ناراحت شدي  که ميان  مهاجر  و انصار برادري  افکندم و تو را با  احدي برادر  ننمودم. آيا راضي نيستي که نسبت به من به منزله ي هارون  نسبت به موسي باشي ؟  با اين تفاوت  که بعد از  من ديگر  پيغمبري  مبعوث نخواهدشد؟ يا علي  آگاه باش  که هر کس ترا دوست داشته باشد ، امنيت و ايمان او را در بر مي گيرد و کسي که به  دشمني تو برخيز و خدا او را به مرگ  جاهليت  مي ميراند و به علمش  در اسلام محاسبه شود.

عمرو بن  ميمون روايت کرده که گفت :  روزي با ابن عباس بودم که هفت گروه نزد وي آمدند و گفتند يا اينجا را براي ما خلوت کن و يا با ما برخيز تا به جاي  خلوتي برويم.  ابن عباس گفت  من با شما مي آيم . راوي مي گويد  :  آن وقتها  هنوز ابن عباس نابينا  نشده بود  در گوشه اي با هم  به گفتگو پرداختند  و من ندانستم  چه  گفتند  ، ناگهان  ابن عباس در حالي  که از شدت عصبانيت   لباس  خود را تکان مي داد، به طرف ما آمد و  گفت  اف ، تف بر اينها باد به مردي ناسزا  مي گويند که به ده امتياز نائل آمده است. 

1-     رسول خدا  در روز  خيبر درباره ي او چنين فرمود : 

فردا مردي را به جنگ  خواهم فرستاد  که خدا هرگز  خوارش نکرده است  ، خدا و رسول  را دوست مي دارد  . آن روز عده اي  گردن کشيدند  که شايد آنان را براي اين کار در نظر گرفته باشد ولي او سراغ علي (ع)  را مي گرفت  گفتند او در رحل  خود  آسياب مي کند فرمود :  چرا يکي  از شما  اين کار را به عهده  نگرفته است.  آنگاه علي  (ع) آمد در حالي که از درد چشم  رنج مي برد .  به طوري  که گويا  هيچ جا را نمي بيند، رسول خدا  در چشمان او دميد  و  سپس  لواي جنگ را به دست او داد  و آن حضرت به سوي  قلعه رفت و پيروزي به دست او فراهم آمد و صفيه  دختر  حي را به اسيري گرفت. 

  2-  فلاني ( ابوبکر ) را به مکه  فرستاد تا سوره توبه را  براي اهل مکه  قرائت کند و بعد علي  (ع)  را از پي او فرستاد  تا سوره را از  بگيرد و  خود پيام را به اهل  مکه برساند آنگاه  فرمود : «لا يذهب  بها الا رجل  مني و انا منه » « اين سوره  را جز من  و يا کسي  که من از او و او از من است نبايد ببرد. » 

3-   به پسر  عموهايش  فرمود:  کدام يک از شما حاضريد  در دنيا و آخرت  با من موالات  کنيد ؟  علي  (ع)  که در  آن گردهمايي  حضور داشت  . تنها کسي بود  که  سخن رسول خدا  (ص) را  اجابت کرد و گفت  : من در دنيا  و آخرت  با تو موالات مي کنم رسول خدا  (ص)  فرمود ي «انت ولي في الدنيا و الاخر » « تو در دنيا  و آخرت ولي  مني  » و اين جريان را دوبار ديگر تکرار کرد. 

4- « و کان اول من اسلم من الناس  بعد خديجه» او  بعد از خديجه  اولين کسي بود که ايمان آورد. 

5- رسول خدا (ص) جامه ي خود را روي علي  و فاطمه و  حسنين  انداختند و فرمودند: « انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس  اهل البيت  و يطهرکم  تطهيرا  اين است و جز اين نيست  که خداوند اراده کرده است هر گونه ناپاکي  را از شما اهل بيت  دور کند و پاک  کند شما را يک نوع  پاک کردني»  

6-  او بود که با فداکاري  شايان تحسين در بستر  رسول خدا (ص) خوابيده پس ابوبکر آمد و خيال  کرد که او رسول  خدا (ص)  است  خطاب به وي گفت  :  يا نبي الله  علي  (ع)  به او گفت  : پيغمبر  خدا  به طرف چاه ميمون تشريف بردند او را درياب  ،  ابوبکر حرکت کرد  و در غار به  آن حضرت رسيد. 

7-  او کسي بود  که به وي سنگ انداختند  همان گونه که به رسول خدا  (ص)  سنگ مي انداختند . 

8- هنگامي  که رسول خدا (ص)  عازم جنگ  تبوک بود،  به عرض او رسانيدند :  آيا  اجازه مي دهيد من نيز در جنگ  شرکت نمايم  ؟  رسول خدا  (ص)  فرمودند  نه ، پس علي  بگريست و  آن حضرت فرمود :  انت ولي کل مومن بعدي :  تو پس از  من ولي کليه  مومنان هستي . 

9-    دستور داد  تمامي در هائي را که  اصحاب  به مسجد گشوده بودند ،  ببندند جزدر خانه  علي  (ع) ؛

10-  او کسي است  که رسول خدا (ص)  درباره اش فرمود: 

« من کنت مولاه فان  مولاه علي » «هر  که من مولاي  اوبودم علي  هم مولاي اوست »

گذشته  از اينها علي (ع) از اصحاب بيعت  رضوان بود  که خداوند در  قرآن از رضايت خود  نسبت به آن خبر داده است  چون به آنچه آنان در دل دارند  ، آگاه است  ، آيا بعد از اين  جريان  از علي  (ع)  خلافي ديده شده تا روشن شود  که آن رضاي خداوندي نسبت به  وي منتفي شده است؟

16- عبدالله بن عباس از  معاويه اجازه دخول خواست  در حالي  که  بزرگان  قريش  پيش  او حضور داشتند سعد بن  العاص  طرف راست او نشسته بود ، همين  که چشمش  به ابن عباس افتاد که مي آيد رو به سعد کرد گفت  : بخدا سوگند  مسائلي  پيش پاي  ابن عباس خواهم  گذاشت  که مطمئناً از جوابش  عاجز خواهد بود  سعد در پاسخ  او گفت  : 

مثل ابن عباس هرگز  از پاسخ باز نمي ماند ، همين که ابن  عباس  در جاي  خود قرار گرفت  ،  معاويه از حال  جماعتي  از شخصيت هاي عرب  جويا شد که هيثمي نامشان را  آورده است  ،  سپس پرسيد  در حق  علي بن ابي طالب  چه مي گوئي  ؟ گفت  :  خدا بيامرزد  ابوالحسن  را به خدا که او پرچم  هدايت و قرارگاه  تقوي  و  گنجينه ي عقل ؛ و کوه به فلک  کشيده و استوار  عقل و انديشه و چراغ راه شبروان در تاريکيهاي شبانگاهان بود ، او دعوت کننده  شاهراه عظيم هدايت و دانا ی رازها  و معارف کتابهاي  آسماني  گذشته و اقدام کننده به تاويل قرآن و آموزنده ي اسرار آن و قائم  به تاويل  بود ، او از ستم و اذيت  ديگران سخت دوري مي جست و از راه ها  و روشهاي  پست مي گرفت. بهترين  فردي بود که ايمان  آورد و  بهترين فردي بود  که حج و سعي کرد ؛ ابن عباس  همچنان  به ذکر  فضائل علي ادامه  داد تا آنجا  که گفت  او پدر سبطين(حسنین )بود که عالم مثل او به خود ندید و تا قیامت هم نخواهد دید .

17_ ازدواج حضرت علی(ع) با حضرت فاطمه(ع) به فرمان خداوند، از امتیازاتی است که رسول اکرم(ص) بر آن مباهات می کرد. در این پیوند پر میمنت، فرشتگان آسمان در سرور و شادمانی، و بهشتیان به زینت و زیور آراسته شده بودند.

18- حضرت علی(ع) در رکوع نماز انگشتر خویش را به سائل عطا فرمودند و جبرئیل این پیام را آورد:

ای محمد! بخوان: سرپرست شما فقط خدا و رسول اوست و کسانیکه با ایمان به خدا نماز به پا داشته و در حال رکوع صدقه دادند. (مائده: 55(

19- پیمان برادری رسول اکرم(ص) با امیر مؤمنان را مورّخین چنین آورده اند: با نزول آیۀ اخوّت(حجرات: 10) پیامبر عدّه ای از اصحاب را بنا بر درجۀ ایشان با یکدیگر برادر خواند و حضرت علی(ع)را برای خود نگه داشت و دست او را بلند نموده و فرمود: «هذا اخی فی الدنیا و الآخره.» این برادر من در دنیا و آخرت است.

20-نزول آیۀ هل اتی:  حضرت علی(ع) با اهل خانه شان سه روز روزه گرفتند و غذای خود را به مسکین و یتیم و اسیر بخشیدند و با آب افطار نمودند، و به افتخار این ایثار، جبرئیل با ابلاغ تهنیت بر چنین اهل بیتی سورۀ هل اتی (انسان) را در شأن آن حضرت بر پیامبر نازل کرد.

21- از حضرت ابو الحسن (ع) در باره گفتار خداوند همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد سؤال كردم، فرمود : ريسمان محكم خدا على بن ابى طالب علیه السلام است‏(الحكم الزاهرة با ترجمه انصارى، ص: 155)

21_ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَا عَلِيُّ مَنْ زَارَنِي فِي حَيَاتِي أَوْ بَعْدَ مَوْتِي أَوْ زَارَكَ فِي

حَيَاتِكَ أَوْ بَعْدَ مَوْتِكَ أَوْ زَارَ ابْنَيْكَ فِي حَيَاتِهِمَا أَوْ بَعْدَ مَوْتِهِمَا ضَمِنْتُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَنْ أُخَلِّصَهُ مِنْ أَهْوَالِهَا وَ شَدَائِدِهَا حَتَّى أُصَيِّرَهُ مَعِي فِي دَرَجَتِي

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند :

یا علی هرکه مرا در زندگانیم و یا در بعد از وفاتم زیارت کند و یاتو را در زندگانیت و یا بعد از وفاتت زیارت کند و یا پسرانت را در حیاتشان و یا بعد از وفاتشان زیارت کند برای او ضمانت می کنم که در روز قیامت از ترسها و گرفتاریهای (روز قیامت ) رهایش کنم تا اینکه او را به سمت من و در درجه من آورند  .

 

 22- رسول خدا فرمودند: آگاه باشید که هرکس علی را دوست بدارد مرا دوست  داشته  و هر کس مرا دوست بدارد خدا از او راضی است و هرکس که خدا از او راضی باشد او را به بهشت پاداش میدهد؛ آگاه باشید هرکس علی را دوست بدارد از دنیا نمیرود تا اینکه از کوثر بنوشد و از میوه درخت طوبی بخورد و مکان خود در بهشت را ببیند ، آگاه باشید که هرکه علی را دوست بدارد درهای هشتگانه بهشت بر او باز شده و از هر کدام که بخواهد بدون حساب داخل میشود ، آگاه باشید هرکس علی را دوست بدارد خداوند سکرات مرگ را براو آسان میکند و قبر او را باغی از باغهای بهشت قرار میدهد، آگاه باشید هرکس علی را دوست بدارد خداوند به تعداد هر رگ در بدن او یک زن زیبارو قرار میدهد و هشتاد نفر از خاندانش را شفاعت میکند و به تعداد هر موی در بدن شهری در بهشت به او عطا میکند، آگاه باشید هرکس علی را دوست بدارد خداوند ملک الموت را آنگونه که به سوی پیامبران مبعوث میکند به سوی او میفرستد و ترس از منکر ونکیر را از او دور میکند و صورتش را روشن نموده ، همراه حمزه سید الشهدا خواهد بود ، آگاه باشید هر که علی را دوست بدارد در روز قیامت همچون ماه شب چهارده وارد میشود ، آگاه باشید هر کس علی را دوست بدارد برسرش تاج پادشاهی قرار میگیرد و لباس کرامت بر او پوشیده میشود، آگاه باشید هر که علی را دوست بدارد همچون برق جهنده از صراط عبور میکند ،آگاه باشید هر که علی را دوست بدارد خداوند آزادی از آتش و عبور از صراط و امان از عذاب را برای او مینویسد و نامه اعمال او باز نمیشود ودر میزان قرار نمیگیرد و به او گفته میشود بی حساب داخل بهشت شو ،آگاه باشید هرکه خاندان پیامبر را دوست بدارد از حساب و میزان وصراط در امان خواهد بود آگاه باشید هر که بر محبت خاندان پیامبر بمیردمن همراهی او با پیامبران را در بهشت ضمانت میکنم و هرکه بر دشمنی خاندان پیامبر بمیردبوی بهشت را استشمام نخواهد کرد. (بحارالأنوار  ج7  ص221    باب 8- أحوال المتقين و المجرمين)

 

23- عَنِ ابْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ أَحَبَّ عَلِيّاً قَبِلَ اللَّهُ تَعَالَى مِنْهُ صَلَاتَهُ صِيَامَهُ وَ قِيَامَهُ وَ اسْتَجَابَ دُعَاءَهُ أَلَا ومَنْ أَحَبَّ عَلِيّاً أَعْطَاهُ اللَّهُ بِكُلِّ عِرْقٍ فِي بدَنِهِ مَدِينَةً فِي الْجَنَّةِ

 پیامبر اکرم (ص) فرمودند: هر کس علی (ع) را دوست بدارد خداوند متعال نماز و روزه و شب زنده داریش را از او میپذیرد و دعایش را مستجاب می گرداند . آگاه باشید هر کس علی (ع) را دوست بدارد خداوند به ازای هر رگی در بدنش شهری در   بهشت به او میدهد.  (بحارالأنوار     27     120    باب 4- ثواب حبهم و نصرهم و ولايتهم)

23- حَدَّثَنِي أَبِي شَهْرَآشُوبَ بِإِسْنَادٍ لَهُ إِلَى النَّبِيِّ (ص) لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ جَوَازٌ وَ جَوَازُ الصِّرَاطِ حُبُّ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ

برای هر چیزی جوازی است و جواز عبور از صراط  در قیامت محبت علی بن ابی طالب است(بحارالانوار   جلد ۳۹   صفحه ۲۰۲    باب ۸۴ أنه ع قسيم الجنة و النار )     

24 - قَالَ رسول الله صلي الله عليه و آله :

إِنَّ النَّاسَ لَوِ اجْتَمَعُوا عَلَى حُبِّ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع لَمَا خَلَقَ اللَّهُ النَّارَ

همانا اگر مردمان بر محبت علی بن ابیطالب جمع می شدند خداوند آتش را نمی آفرید .(بحارالانوار     ۳۹ ۲۴۸    باب ۸۷- حبه و بغضه صلوات الله عليه )

 

25 - عن الصادق(ع) قال: هو عيد الله الاكبر،و ما بعث الله نبيا الا و تعيد فى هذا اليوم و عرف حرمته و اسمه فى السماء يوم العهد المعهود و فى الارض يوم الميثاق الماخوذ و الجمع المشهود.

امام صادق(ع) فرمود: روز غدير خم عيد بزرگ خداست، خدا پيامبرى مبعوث نكرده، مگر اينكه اين روز را عيد گرفته و عظمت آن را شناخته و نام اين روز در آسمان، روز عهد و پيمان و در زمين، روز پيمان محكم و حضور همگانى است.

(وسائل الشيعه، ٥: ٢٢٤، ج ١)

26- امام صادق علیه السلام فرمودند: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: خداوند بلند مرتبه برای برادرم علی ابن ابی‌طالب علیه السلام فضایلی قرارداده که از شدت کثرت، به شماره درنمی‌آید. هرکه فضیلتی از فضایل او رابخواند درحالی‌که به آن اقرار داشته باشد، خداوند از گناهان گذشته و آینده او درگذرد. و هرکه یکی از فضایلش را بنویسد تا آنگاه که اثری از آن نوشته باقی باشد، فرشتگان پیوسته برایش استغفار می‌کنند و هرکه فضیلتی از فضایل او را بشنود، خداوند آن دسته از گناهانش را که از راه گوش کسب کرده، می‌بخشاید. و هر که به نوشته‌ای از فضایل او نظر افکند، خداوند گناهان چشم او را می‌آمرزد.

سپس فرمود نگاه کردن به علی ابن ابی‌طالب علیه السلام عبادت است و خداوند ایمان هیچ بنده‌ای را نمی‌پذیرد جز به ولایت او و برائت از دشمنان او.

( بحارالأنوار ج 26ص229 باب 1-  ذكر ثواب فضائلهم و ..  ح 10)

27- رسول خدا (ص) فرمود: روز غدير خم برترين عيدهاى امت من است و آن روزى است كه خداوند بزرگ دستور داد; آن روز برادرم على بن ابى طالب را به عنوان پرچمدار (و فرمانده) امتم منصوب كنم، تا بعد از من مردم توسط او هدايت‏شوند، و آن روزى است كه خداوند در آن روز دين را تكميل و نعمت را بر امت من تمام كرد و اسلام را به عنوان دين براى آنان پسنديد.( امالى صدوق: ١٢٥، ج ٨)

28- ابن شهر آشوب با استناد از عروة بن زبیر روایت کرده است : روزی در مورد بهترین عابد حرف می زدیم، پسر أبوالدرداء گفت : عابدترین انسان ها علی بن ابیطالب (ع) است، همانا من صدای حزین ایشان را شنیدم که در سجدهگاه آن قدر گریه کردند تا صدای ایشان قطع شد ، با خود گفتم : شاید خسته شده و خوابیده یا وقت فریضه فجر رسیده است ، پس نزد ایشان رفتم و خواستم ایشان را بیدار کنم ، ولی ایشان مانند یک چوب، خشکیده شده بود، ایشان را حرکت دادم ، حرکت نمی کردند، پس گفتم : انا لله و انا الیه راجعون، همانا علی (ع) در گذشته است، پس با عجله و چشم گریان به منزل ایشان رفتم و موضوع را به خانواده اش عرض کردم ، فاطمه زهرا (س) به من فرمودند: او را چگونه دیدی؟

عرض کردم چنین و چنان دیدم، به من فرمودند: همانا او هر وقت خدا را مناجات می کند همان طور می شود، سپس دستور دادند آبی بردارید و روی صورت ایشان بریزید ، من هم آب ریختم و ایشان  برخاستند ....

29- شیخ طبرسی در احتجاج از قاسم بن معاویه روایت کرده است: امام صادق(ع) فرمود:

 وقتی خدای تبارک و تعالی عرش را آفریدند روی آن نوشتند: « لا اله الا الله محمد رسول الله علی امیرالمومنین» خدایی جز الله نیست، محمد فرستاده او و علی سرور مومنان است و وقتی لوح محفوظ را آفرید آن را نیز بر لوح محفوظ نوشت و وقتی اسرافیل(ع) را آفرید بر پیشانی اش نوشت و وقتی جبرئیل را آفرید آن را بر دو بالش نوشت و وقتی آسمان ها را آفرید بر آنها نیز نوشت و وقتی زمین را آفرید بر آن نوشت و وقتی کوه ها و خورشید را آفرید بر آنها نیز نوشت و نیز بر ماه نوشت.

 

آری این همه گفتیم هنوز نگفته ایم یک از هزار ....

در این باب فضائل حضرتش کتابها نوشته شده که صفحات آنها از هزار هزار تجاوز می کند، اگر ما بخواهیم تنها نام کتبی را که در فضائل مولی علی نوشته شده اینجا بیاوریم ،صد ها ورق خواهد شد . اما به چند نمونه ازباب تبرک اشاره می کنیم وجوینده را به آنها ارجاع می دهیم :

1)   مدینة المعاجز سید هاشم بحرانی در 9 جلد

2)   بحار الانوار (چند جلد در مورد فضائل مولا حدیث دارد)

3)   القطره فی مناقب النبی و العتره

4)   مشارق انوار الیقین فی اسرار امیرالمومنین حافظ رجب برسی

5)   الارشاد فی معرفته حجج الله علی العباد

6)   التعجب ، شیخ ابوالفتح کراجکی

7)   الخرائج والجرائح ،قطب راوندی

8)   خصائص امیرالمومنین ،ابن شعیب نسایی

9)   سیمای امام علی ع در قرآن، یعقوب جعفری

10)کشف الغمه فی معرفته ائمه، محدث اربیلی

11) کشف الیقین فی فضائل امیر المومنین ،علامه حلی

12)مناقب الامام علی بن ابی طالب ابن مغازی شافعی

13)فضائل خمسه من الصحاح سته ،فیروز آبادی

.

پایان کلام را به اشعاری ؛ مولوی در مثنوی و معنوی میگوید:

از علی  آموز  اخلاص   عمل   +++    شیر حق را  دان  مطهر  از دغل

ای علی که جمله عقل ودیده ای +++ شمه ای وا گو از آنچه دیده ای

راز بگشا ای علی مرتضی    +++   ای پس از سوءالقضاء حسن القضا

و همچنین در دیوان شمس دارد :

تا صورت  پیوند جهان بود علی بود  علی  بود

تا نقش زمین بود زمان بود علی بود علی بود

شاهی  که  وصی بود و  ولی  بود   علی بود

سلطان سخا  و کرم و جود علی بود علی بود

حافظ شیرازی می گوید :

درمذهب ما کلام حق نادعلی است +++ طاعت که شود قبول حق یاد علیست

از جمله  آفرینش  کون  و  مکان  +++ مقصود خدا علی و او لاد علی است